فریب خورده ی عشق...!

یاران شتاب کنید ، قافله در راه است. می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند !؟ آری ، گناهکاران را در این قافله راهی نیست. اما پشیمانان را می پذیرند... آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین است ، که او سرسلسله خیل پشیمانان است ، و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است ، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان ، در این برهوت گمگشتگی وا می ماند. (شهید سید مرتضی آوینی)

فریب خورده ی عشق...!

یاران شتاب کنید ، قافله در راه است. می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند !؟ آری ، گناهکاران را در این قافله راهی نیست. اما پشیمانان را می پذیرند... آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین است ، که او سرسلسله خیل پشیمانان است ، و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است ، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان ، در این برهوت گمگشتگی وا می ماند. (شهید سید مرتضی آوینی)

فریب خورده ی عشق...!

میتونید حدس بزنید متولد چه سالی هستم !
یا حدس بزنید مدرک تحصیلی م چی هست ! کجاها تحصیل کردم ! چه درس هایی خوندم ! یا در چه مقطعی دارم تحصیل میکنم و...!
خلاصه اینکه حدس بزنید...

علاقه به دروس حوزوی دارم ، یکی از علاقه هام بعد از کسب علوم لازم و مختلف و پخته شدن ، کارگردانی و فیلم نامه نویسی است.
از مهر ماه سال 88 حدودا در زمان فتنه که یه عده موقع برگشت از دانشگاه تو میدون توحید و انقلاب میرفتن قاطی فتنه گرها من وارد کار صرافی شدم و تقریبا تا دی ماه سال 1394 تو این حرفه بودم.
از دی ماه سال 1394 به عنوان مدیر مالی-حسابداری خانه طراحان انقلاب اسلامی وابسته به سازمان هنری رسانه ای اوج دارم فعالیت میکنم.
نمیدونم در آینده و ادامه راه چیکار میکنم و...

فقط میدونم :
شهادت هنر مردان خداست. ان شاءالله...

آخرین نظرات
  • ۱
  • ۰

تازه یواش یواش دارم حکمت های خدا رو متوجه میشم که چقدررررر دوسم داره و من نمیفهمم و همه اش بهش غر میزنم...

واااای خدایاااااا ممنونتمممم...

 

فقط دلم گرفته که من چقدر بازی خوردم !

 

 پیش مشاوره میگفتن مگه ما محرم و نامحرم سرمون نمیشه ! این اطمینان نداره به من !

یه نسخه از این را باید بفرستم برای اون مشاوره.

مینا رضایی و نامحرم


دست نامحرم بر روی گردن

عکس : تیر-مرداد ماه 1395


داداشش نیستا ، نامحرمههه نامحرم (پسر عمه)



خود عدو شود سبب خیر برای من


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

برجام پَر

هسته ای پَر

موشک پَر

علم پَر

دانش پَر

جنگ پَر

تحریم پَر ! تحریم که پَر نداره ، ظریف خبر نداره  😂


عمو حسن و عمو جواد دقیقا کجایید !؟

 

تحریم های جدید s722 را به همه تبریک عرض میکنم !

 

قراره ما  شب ها جهت شادی و پایکوبی تحریم های جدید علیه ایران ، ساعت به وقت دولت تدبیر و امید شمال شهر تهران  😂

 

واقعا چرا کسی نیست این تحریم جدید را تبریک بگه !؟ من این وظیفه را برعهده گرفتم 😂😂😂

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

امروز میخوام یه مقدار از سریال "زیر پای مادر" که این شبها از شبکه یک داره پخش میشه تعریف و تمجید کنم.

البته نقدهایی بهش وارده ولی ما بحثمون در مورد نکات مثبت این سریال هست.


اول این موضوع را بگم که از بازی کامبیز دیرباز خیلی خوشم اومده ، واقعا خوب داره بازی میکنه و به نقشش میاد ، عالیه...   انتخاب بازیگراش تقریبا خوبه.


اما نویسنده ، نوشته این فیلم برا سعید نعت الله هست ، به نظرم نوشته اش خیلی خوبه ، ارزش ها را با زبان خوبی بیان کرده.

این نوشته یه چیز خیلی خوب داره که مردونگی را به خوبی بیان میکنه ، و این برای جامعه ما خیلی مهمه ، همینجور زنانگی را...


از چیزهایی که داره نشون میده حریم خانواده ، حرمت خانواده ، احترام به بزرگترها ، ساختن و آباد کردن ، رابطه عشق و آزادی ، رابطه خانواده و آزادی ، رابطه عشق و پول ، رابطه پیشرفت و آزادی ، رابطه خوشبخت بودن و مادر بودن ، رابطه همسر بودن و پول ، رابطه مادر بودن و پول ، رابطه مادر بودن و آزادی ، رابطه آزادی و همسر بودن و...

به نظرم ما تو جامعه امون مقوله آقا و خانم بودن را از بچگی نتونستیم به بچه هامون یاد بدیم ، ما به جای اینکه بیایم خیلی بیش از حد برا بچه هامون از دین صحبت کنیم بیشتر از مرد بودن و زن بودن براشون بگیم ، فاکتوره های مونث و مذکر بودن را براشون بگیم ، بهشون احترام بذاریم ، بزرگشون کنیم ، مرد بودن بزرگی میاره ، عزت نفس میاره ، همینجور زنانگی حیا ، عفت و... میاره.

بزرگ کردن بچه ها، یه نمونه اش اینه که اونا را آقا و خانم صدا بزنیم ، بهشون یادآوری کنیم که : چه خانمی شدی ، چه آقایی شدی ، چه مردی شدی......

وقتی بچگی این را یادشون بدیم این بزرگی خود به خود اونا را از گناه دور میکنه ، دیگه سمت گناه نمیره ، چون خودش را بزرگ میدونن و گناه را پست و پلید و اینجوری به دین نزدیک میشه.

دقیقا الان مشکل بیشتر بچه های ما همینه که تو بچگی قدرت ندارن و بزرگ نشدن ، بچه هامون را قدرتمند بار بیاریم ، این قدرت باعث میشه اونا محکم در مقابل گناه بایستند ، ماها باید به بچه هامون قدرت بدیم ، تنومند بارشون بیارم.

(خب جای این بحث نیست ، توضیحات کامل در زمان و مکان خودش، یه توضیح بابت آشنایی بود)

به نظرم تو این مجموعه تلوزیونی نویسنده خوب اینو بیان کرده و کارگردان هم این موضوع را خوب داره به تصویر میکشه و همینجور بازیگر خوب داره اجراش میکنه.(بازم میگم بازی کامبیز دیرباز را دوست دارم ، مثل استاد علی نصیریان تو شهرزاد)

تو این سریال با نقد و به تصویر کشیدن یه همسر و مادر بد و نادان ، داره خوب بودن و ارزش زن را نشون میده ، جایگاه یه خانم و مادر را تو جبلت و خلقتش نشون میده.(برعکس فیلم های آقای اصغر فرهادی)


به نظر من نقطه قوت این سریال نوشته و فیلم نامه اش هست...


در آخر به همه توصیه میکنم این سریال را ببینند و دنبال کنن.

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

چند روزیه پدر و مادر و برادر رفتن مسافرت و من از همیشه تنهاترم ( از این میشه فهمید ما یه خانواده چهارنفره و خلوتی هستیم متاسفانه و حتی دریغ از یه خواهر مهربون L )

تنهایی هم غم داره هم راحتی هم لذت مخصوصا سر سفره سحر و افطار

حالا بماند خودم کدبانویی بلدم و غذا و درست میکنم ، والا به خدا پسر به این خوبی... J

تنهایی بیشتر وقتها با خاطرات میگذره به جای اینکه آدم را به تفکر و رشد سوق بده ، آدم باید تنهایی را تبدیل به نبردون (همون نبردبان ادبی) کنه و بره بالا اما خب بعضی وقت ها قدرتش نیست دیگه ، ان شاءالله که خدا قدرتش را بده و ما را تربیت کنه و رشد بده که به یقین هم داره همین کار را میکنه...


خاطرات خوش با تو بودن........L

یا

خاطرات شمال محال یادم بره (آخ ببخشید اشتباه شد، یه وقت فکر نکنید من به صدای این خانم گوش دادمااا ، نه ، تو تاکسی بودم داشت میخوند منم ناخودآگاه حفظ شدمش J )


بگذریم.................................


یه ساعت پیش اومدم خونه دیدم یکی از ماهی های آکواریوم از آب پریده بیرون و جون داده L

خیلی ناراحت شدم ، مرغ عشقمم که تنها شده ! L

براش در گذاشتم نمیدونم چطور از اون گوشه پریده بیرون ! خیلی برام جالبه ، بعد اومدم ماهی مرده بیچاره را دستم گرفتم دارم با اون درز کوچیک اندازه میگیریم که چطور و با چه قانونی فیزیکی از آب پریده بیرون...  چی بگم والا...

خلاصه خدا رحمتش کنه ، آخه میدونید داستان من چیه !؟

اینکه من به هر چی دل میبندم خدا ازم میگیره ! حالا نه اینکه به ماهی دلبسته باشما ، نه ، همین که دوسشون دارم ، فکر کنم خدا زوم کرده روم به هر چی دل میبندم به صورت نامحسوس میاد کارش را میکنه و میره...  ای بابا ، خدایا هوا ما را هم داشته باش ، اون حکمت و خیریتت را هم اینوری بچرخون J

راستی به نظرتون کسی با خدا مزاح (همون شوخی خودمون) کنه خدا پسگردنی میزنه بهش یا ازش ناراحت میشه !؟ J

یا از هر چیزی که میترسم سرم میاد... J ما هم با خدا داستان داریم شایدم خدا با ما داستان داره ، نمیدونم والا... J

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

مهرداد طارقلی مینا رضایی

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


نفس مرغ عشق به جفتش گرمه

جفتش که پریده و رفته باشه

دل کجا سیمش را کوک کنه که بشه چهچه بپیچه تو فضا ، هوا...


 

چرا هر جفتی واست میارم از دستت میره...!؟

دلت میخواست خودت این بار میرفتی ! نه !؟


L " حال این روزه های مرغ عشق من " L

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

...

پس از اجلاس عمومی سازمان ملل، اجلاس با حضور وزرای ۱۳۰ کشور از جمله ایران در اینچئون کره‌ی جنوبی برگزار می‌شود. سندی که از سال ۲۰۱۴ به عنوان برنامه‌ی آموزشی در مسقط طراحی شده بود، در این اجلاس به تصویب و امضا می‌رسد. هرچند که تا به امروز هیچ خبر رسمی‌ای مبنی بر امضای وزیر وقت آموزش و پرورش بر این سند منتشر نشده است. این تعهد در حالی صورت می‌گیرد که دو نهاد نظارتی مهم در این موضوع یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی و نهادهای فراقوه‌ای نظیر مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی امنیت ملی از پذیرفتن این سند بی‌اطلاع بوده‌اند.

* تصویب و اجرای پنهانی
در جلسه‌ی مورخ ۱۳۹۵/۰۶/۲۵ هیئت دولت، اجرای سند ۲۰۳۰ با تشکیل کارگروهی، الزامی می‌شود. این کارگروه موظف می‌شود که برنامه‌های اجرایی این سند را به سایر دستگاه‌های مربوطه ابلاغ کند و بر اجرای آن نظارت داشته باشد. نخستین واکنش رسمی به این مصوبه‌ی هیئت دولت، چهار ماه پس از اجرایی شدن آن صورت می‌گیرد، زمانی که ستاد نقشه‌ی جامع علمی کشور در جلسه‌ی هشتاد و هشتم خود، با گلایه از عدم اطلاع رسانی دولت به شورای عالی انقلاب فرهنگی، نگرانی خود را از تصویب و اجرای این سند اعلام می‌کند. با ادامه یافتن اجرای این سند و عدم پاسخگویی مسئولان مربوطه، این نگرانی به صحن عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه‌ی ۱۳۹۵/۱۱/۱۹ سرایت کرد و در حضور رئیس جمهور و وزرای مربوطه، نگرانی از تصویب و اجرای سند ۲۰۳۰ با صحبت چند تن از اعزّای شورا به ریاست جمهوری منتقل شد. در حالیکه انتظار عمومی اعضای شورا بر این بود که با انتقال این دغدغه، روند رای‌گیری و در دستور‌کار قرار گرفتن توقف و اصلاح سند ۲۰۳۰ آغاز می‌شود اما رئیس‌جمهور این مسئله را به جلسه‌ی بعدی موکول می‌کند. جلسه‌ای که تا به ‌امروز تشکیل نشده است.

...


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

صحبت های آقای کریمی قدوسی در مورد رد صلاحیت آقای حسن روحانی.

 

 

یادتونه آقا تو مشهد گفت هیهات از برگزار نکردن انتخابات !

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

پست بسیار بسیار موقت !

 

 

افراد محترمی که نسبت های ناروا به آقای رئیسی زدن و اونو قاتل فرض میکردن یا بهش تهمت میزدن !

 

یواشکی یه سوال دارم اگر کسی میدونه پاسخ بده بهم :

 

پسر آقای روحانی، رئیس جمهور محترم توسط چه کسی، چگونه و با چه وسیله ای به قتل رسید !!!؟؟؟



  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

سلام به همه هموطنان عزیز


به عنوان یه شهروند عادی میخوام تبریک بگم :


اول این مسئله ی بسیار مهم را عرض کنم که مشارکت عاااالی بود و جا داره از همه اونایی که تو انتخابات شرکت نمیکردن تشکر کنم که بالاخره تصمیم گرفتن و تشریف آوردن و در انتخابات شرکت کردن و مهر تایید نظام را زدن ، جای تقدیر داره واقعا، ممنونم...

دوم اینکه ما قانون مداریم و ساز و کار انتخابات را قبول داریم اگر هم شکایتی بابت تخلفات انتخاباتی هست کاندیدای عزیزمون از طریق قانون پیگیری کرده و میکنه ان شاءالله. ما مثل افرادی که سال ۸۸ ریختن تو خیابون ها و بانک ها و لوازم و... را به آتیش کشیدن و فتنه کردن نیستیم (البته اون موقع هم خیلی ها گول خوردن بنده های خدا) اینکارها را اصلا قبول نداریم چون امنیت و آرامش مردم عزیز ایران برامون مهمه ، انتخابات مثل همیشه کاملا سالم بوده و ساز و کار قانونی خودش را داشته.

اما در آخر جا داره به همه طرفداران آقای روحانی تبریک بگم ، خسته نباشید ، شور و شوق خوبی برقرار بود ، و این پیروزی را بهتون تبریک عرض میکنم ، واقعا مبارکتون باشه و از رییس جمهور منتخب همه ی ایران حمایت میکنیم.


نمیخوام کامتون را تلخ کنم مخصوصا تو این موقعیت که خوشحالید ، فقط چندتا نکته به صورت مزاح عرض کنم خدمتتون :


ان شاءالله این دوره به تمامی وعدهایی که داده شده عمل کنن یا حداقل زیرش نزنن و فراموش نکن...

ان شاءالله دیگه 5 درصد انرژی هسته ای که از 20 درصد مونده را به آبنبات چوبی نفروشیم...

ان شاءالله دیگه سند 2030 جدیدی در کار نباشه...

از کسی هم که به عمو حسن رای داده ازش خواهش میکنم سال های بعد از وضعیت بد اقتصادی صحبت نکنه ، چون خودش انتخاب کرده...

مهمتر اینکه اگر رئیس جمهور محترم زد زیر وعده هاش و یا خدایی نکرده یادش رفت طرفدارش یادشون نره...


ایشالا همیشه موفق و پیروز باشید.

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

امروز از صبح آماده بودم برم مصلی تهران برای حمایت از رئیس جمهور اصلح سید روحانی ، نه روحانی...!

صبح طبق روال همیشه دوش گرفتم و یک دست لباس تر تمیز پوشیدم و مرتب و منظم رفتم سرکار ، قرار بود بعداظهر بریم به امید خدا.

ساعت چهار بود با دوستم محسن راه افتادیم رفتیم طرف مصلی ، تو آفتاب یه خورده صورتم سوخت(گونه هام) ، الهیییی...

از ته خیابون عباس آباد داشتم نگاه میکردم که ببینم چقدر جمعیت اومده و...

رسیدیم ، موتور را پارک کردیم و از یکی از درها رفتیم داخل ، سیل جمعیت داشت وارد مصلی تهران میشد ، توی شبستان مصلی خیلی گرم بود و مردم میومدن بیرون تا هوایی تازه کنن ما هم از فرصت استفاده کردیم و وارد شبستون شدیم.

باور کردنی نبود ، جمعیت موج میزد ، از داخل حیاط هم موج میزد تا به داخل میرسید ، فوق العاده بود ، فوق العاده...

من خودم انتظارش را نداشتم واقعا ، تحلیلم این بود بیشتر رای تهران برای آقای روحانی باشه ولی امروز با دیدن قشرهای مختلف به یقین رسیدم واقعا باید این شعار را سرداد که : آخر هفته روحانی رفته J

شانس بیارم وبلاگم را نبندن ، آخه پریشبها خواب دیدم با همه تلاشی که بابت مخفی شدن موقع شعار دادن برعلیه روحانی داشتم آقای روحانی منو دیده بود و دستور داده بود که منو بگیرن ببرن پیش خودش ! شب بعدش خواب دیدم مشاور روحانی آقای حسام الدین آشنا که دل خوشی از لحاظ تفکری ازش ندارم اومده بود دنبالم دم در خونه میگفت میخوام ببینمت ! حالا ما هم دل را زدیم به دریا و مینویسیم اگر ما را ندیدید یا وبلاگ را ندید حلال کنید ولی ما خسته نمیشیم بازم برگشتم با همین اسم خودم یکی دیگه میسازم ، پس اصلا نگران نباشید J ولی هر کی هر کاری از دستش بر میومد انجام بده هااااا... J

سرتون را درد نیارم تو راه برگشت تو خیابون نزدیک بهار بودیم که ماشین پراید سمت چپم بود منم سمت راست ماشین پراید من داشتم اذیت میکردم و تو جمعیت میگفتم رای ما روحانی و میخندیدم که یهو یه موتوری اومد از وسط ما و پراید رد بشه ، هم به ما مالید هم به پراید ، جا پاییش گیر کرد به موتور ما ، من هی اینور و اونور بالاخره پرایدی هم لطف کرد هول شد یه فرمون اومد سمت راست و موتور وسطی هم انحراف به راست و منم سر موتور را خوابوندم اوضاع بدتر از این نشه و مالیده شدیم به زمین ، بنزین ریخت روم و لبسهام کثیف شد و...

مردم هم داد میزدن تقصیر روحانی ه ه ه... آیا واقعا راست میگفتن تقصیر روحانی بود !؟ یا من اسم روحانی را آوردم سر زبونم این اتفاق افتاد !؟ J

البته خداروشکر به خیر گذشت و اتفاقی برای کسی و وسیله ای نیوفتاد ، سرعت ها پایین بود ، جز خنده چیزی نداشت J

 

پ ن 1 : امروز مصلی تهران واقعا فوق العاده بود ، من واقعا خودم انتظارش را نداشتم ، سالن 12 هزارنفری آزادی کجا اینجا کجا !!! بخوام مقایسه کنم ظلمه.

پ ن 2 : امروز این موضوع که خدا میگه اگر شما اتحاد داشته باشید من هم کمکتون میکنم را دیدم و ایشالا بهترش را هم میبینیم...

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

میدونید همیشه به این فکر میکردم که دنیا خیلی کوچیک ه ، مثلا بنده هر چقدر هم بخوام خودم را از دیگران یا افراد خاصی مخفی کنم بازم بالاخره میفهمن من در چه حالی هستم ، چیکار کردم ، چیکار میکنم و...

بر فرض موفق به مخفی شدن هم شدم اما از دست خدا که نمیتونم فرار کنم ، دوربین مخفی خدا همیشه کار میکنه. J

 

واقعا دنیا خیلی کوچیک ه...

 

آدم داریم ادعای فهمیدن محرم و نامحرم و دین و ایمان و نماز اول وقت و... میکنه (اونم شدید) در تکاپو قرآن را حفظ کنه (مظلوم قرآن، مظلوم خدا J ) ، میاد میگه شبکه های اجتماعی شخصی هستن ، ما عکس هامون را تو بخش شخصی میذاریم. 

بعد اونجا پسردایی هم جزء مخاطبینش هست ، پسردایی هم حدود 2000 تا مخاطب از هر نوع قشری داره ، پسر دایی و دختر عمه تو مهمونی خانوادگی دست تو دست هم باهمدیگه عکس گرفتن (اصلا هم کاری نداریم چه اتفاقاتی افتاده که به اینجا رسیده و...) ، پسر دایی میاد عکس را میزاره تو همون شبکه اجتماعی ، اون 2000 نفر هم میبینن بعد طرف میاد ادعا میکنه میگه این شخصیه ! آبروی دختر مردم وسطه !

یکی نیست بگه پس اون 2000 نفر چین این وسط !

کدوم را باور کنیم ما ، دست تو دست همو یا 2000 تا مخاطب شخصی را یا...

تازه بعدش خیلی ها میگن اون کسی که به این موضوع توجه کنه آدم بی غیرت و بی دینی هست ، فقط دم از خدا و پیغمبر میزنه ، نمیدونم اون دنیا چطور میخواد سرش را بالا بگیره...!

همیشه در مواقعی که منافعمون وسط باشه بحث ادعای دین و پیغمبر را میچسبونیم به طرف بعد نقدش میکنیم ! اینم تو نوع خودش میتونه یه پدیده باشه... J

تا کی میخوایم از دین سواستفاده کنیم به نفع خودمون !

 

آخ راستی یادم افتاد که یکی از همین بنده خداها یک جمله ی تاریخی را ثبت کرده بود ، نوشته بود : خدا تو فضای مجازی هم وجود داره (نقل به مضمون)

البته حرفش درسته ها خدا همه جا وجود داره ، ما منکر این نیستیم ، دقیقا خدا لب دریا هم وجود داره ، خدا تو دریا هم هست ، خدا تو جاده چالوس هم هست ، خدا تو خونه ها هم هست و... ولی خب دیگه فقط هست مهم نیست... J



اینا را دیدید که میگم هااااا... J

اینا را دیدم که میگم هااااا... J

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

یکی بود یکی نبود ، زیر گنبد کبود

یه جوجویی بود که تو جنگل زندگی میکرد و وضع متوسطی داشت ، خیلی پولدار نبود ، یا اصلا پولدار نبود ، تو یه کلبه با خانواده اش زندگی ساده ای داشتن

تو این جنگل یه مرغ عشقی هم بود وضع متوسطی داشتن ، یه قاطر هم داشتن

از قضا خدا این جوجو و مرغ عشق را باهم آشنا کرده بود

جوجوه واقعا مرغ عشق را دوست داشت ولی هیچ کس نفهمید مرغ عشق جوجو را دوست داشت یا نه !

یه روز مرغ عشق داشت تو دریای لجن شنا میکرد و آدمها نگاش میکردن

بابای مرغ عشق هم با دوستش داشتن رو آسمون دریا پر میزدن و زندگی همدیگه رو به رخ هم میکشیدن

یه روز شانسی جوجوه دید که مرغ عشق داره تو دریای لجن شنا میکنه و به خاطرش انقدر حرص خورد که نزدیک بود سکته کنه ، قلب کوچیکش درد گرفته بود...

تازه قبلش هم داشتن در مورد حق و ناحق بودن یه حاکمی تو دنیا صحبت میکردن که آیا برای اونا نفعی داره یا نه ، جنگل را گسترش میده یا نه و...

خلاصه این جوجوه بیچاره انقدر حرص خورد که نگو و نپرس ، تا چند روز حالش خراب بود ، جیک جیک آرومی میکرد ، جون نداشت.

یکی دو روز بعد تو جنگل و برکه ای قرار گذاشتن که باهم صحبت کنن

جوجوه زودتر اومده بود و منتظر مرغ عشق بود که :

جوجو با خشم گفت : این چه کاری بود که تو کردی !؟ چرا اینکار را با من کردی !

مرغ عشق : سکوت کرده بود...

اولش جوجوه هر چی گفت گوش کرد بعدش مرغ عشقه گریه اش گرفت و اشک میریخت.

جوجو بر احساساتش غلبه کرده بود که بتونه یه تلنگری به مرغ عشق بزنه که جای تو شنا کردن تو لجن نیست تو باید تو دریای زلال شنا کنی و...

بعد از کلی دعوا کردن و گریه ، مرغ عشق گفت عینکم را بده تا برم !

اما جوجو اونا دوست داشت و داشت کمکش میکرد.

مرغ عشق خیلی اسرار به رفتن میکرد اما جوجو اونا ولش نکرد و نذاشت تنها بره.

جفتشون تو فکر بودن.

سوار قالی سلیمان شده بودن برن خونه هاشون

که مرغ عشق به جوجو گفت : من گفتم دیگه همه چی بین ما تموم شد !

جوجوه یه لبخندی زد و از ته دلش گفت نه عزیزم من حواسم بهت هست.

آرامشی بینشون برقرار شده بود.

سالها گذشت و بالاخره تو این سالها مرغ عشق قبول کرده بود و بهش اثبات شده بود که اون حاکم به حق هست و به نفع اشون کار میکنه و...

خیلی باهم دیگه ایاق شده بودن

قرار بر این شد بیان به هم نزدیک تر بشن و خونه هاشون را بهم نزدیک کنن تا بتونن برای پیشرفت جنگل باهم دیگه کارهایی را انجام بدن ، که پدر و مادر مرغ عشق...

 

 

ادامه دارد...

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


یه خبری را چندین ماه هست شنیدم

خیلی با خودم فکر کردم اینجا مطرحش کنم یا نه

نمیدونم چی شد امشب به این فکر افتادم اینجا بنویسمش

 

شنیدم یه بنده خدایی (...) هم رفته بوده باهاشون وصلت کنه ، ماشین شاسی بلند هم داشته و... ولی بهم خورده !

 

دوست دارم با اون بنده خدا آقاه صحبت کنم ببینم چی گذشته بینشون که بهم خورده ، میدونید برام جالبه ، حس کنجکاوی ، شایدم نکنم ، نمیدونم...


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

خودت میخوای بری خاطره شی اما دلت میسوزه

تظاهر میکنی عاشقمی این بازی هر روزه نترس

آدم دم رفتن همش دلشور میگره دو روز بگیزه این دلشورها از خاطرت میره

بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو

راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش

هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردای تو

بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو

راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش

هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردای تو

از عشق هر چیزی که میشناسمو از من گرفتی

تو باقی مونده احساسمو از من گرفتی و

میخوای من باشیو یادت بره مایی وجود داره

خودت آمادیه رفتنی ترست نمیزاره

اصلا نترس راحت برو بی من هیچکی به جز تو منو یادش نیست

فکر کردی کی از من خبر داره راحت برو هیچکی حواسش نیست

بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو

راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش

هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو

بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو

راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش

هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو

مسیرمون با هم یکی ولی مقصد جدایه

 



  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

کاش که تورو ، سر نوشت ازم نگیره

میترسه دلم ، بعد رفتنت بمیره

اگه خاطره هام ،یادم میارن تورو

لااقل از تو خاطره هام نرو

کی مثل من، واسه تو ، قلبه شکستش میزنه

آخه کی واسه تو مثل منه 

بمون، دل من فقط به بودنت خوشه

منو فکر رفتن تو می کشه

لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم

بمون، دل من فقط به بودنت خوشه

منو فکر رفتن تو می کشه

لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم

کاش که تورو ، سرنوشت ازم نگیره

می ترسه دلم ، بعد رفتنت بمیره

اگه خاطره هام یادم میارن تورو

لااقل از تو خاطره هام نرو

کی مثل من واسه تو ، قلب شکستش میزنه

آخه کی واسه تو مثل منه 

بمون، دل من فقط به بودنت خوشه

منو فکر رفتن تو می کشه

لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم

بمون، دل من فقط به بودنت خوشه

منو فکر رفتن تو می کشه

لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم




  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


 السلام علیک یا علی بن محمد ایها الهادی النقی علیه السلام 


به کوری دو چشم آن حقیری

که از فرط حقارت بد دهان است

به هر دیوار این دنیا نوشتیم

"نقی" زیباترین نام جهان است


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

ببخشید میشه ازتون بپرسم یه خانم جوون ، سه نیمه شب ، تو این هوای سرد ، کنار خیابون چیکار میکنه!؟

منم میتونم ازتون سوال کنم یه آقای جوون ، سه نیمه شب ، برای چی تو خیابونا پرسه میزنه!؟

خدمت شما عارضم که این آقا اومده یکی از دوستاش_آ از آسایشگاه ببره خونش !

خب این خانم جوونم اومده کنار خیابون که شوهرش را ببینه !

تو دست برنمیداری از این کارهات !؟

چرا دست بردارم !؟ مگه دیونه ام !

آره به خدا دیوونه ای !

اگه این دیوونگی خدا ایشالا همه رو دیوونه کنه تا مثل من کیف کنن !

کدوم کیف پروانه !؟ بابا برو شوهر کن

شوهر ! مگه ندارم ! به این ماهی...

خودت را تو آیینه دیدی !؟ داره رنگ و آبت برمیگرده ها ، پس فردا دیگه شوهر گیرت نمیادا !

یه شوهر گیرم اومده برا هر دو دنیام بسه

چرا نمیخوای قبول کنی پروانه ، تو فعلا تو این دنیایی ، باید ازدواج کنی ، بچه دار بشی ، بچه هات را عروس کنی ، نوه دار بشی ، مثل همه کیف کنی از این چیزا...

من همه ی این کیف ها را با دیدن تو میبرم ، اونم چه کیفی...

حتی به قیمت اینکه در و همسایه و برادر خواهرهات به چشم یه دیوونه بهت نگاه کنن !

نگاه دیگران برام مهم نیست ، فقط نگاه منتظر تو برام مهمه ، که تو دروازه اون دنیا چشم انتظارم وایسادی... خدا نکشتت مرتضی چه نگاهی داری تو...

لاالله الا الله...  بچه ها منتظرن اجازه مرخصی میدی ؟

دوست دارم ، قد همه ی آسمون ها...

ما بیشتر...

خدافظ.

 

( دیالوگ ماندگار و دوست داشتنی فیلم خداحافظ رفیق )

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


یه دل نوشته

یا یه حس نوشته

یا بهتر بگم یه مغز نوشته

یا بهترتر بگم یه تفکر نوشته...

 

از بچگیم هم جای خالی یه خواهر مهربون را حس میکردم

یا درک میکردم یا میفهمیدم یا...

و این جای خالی هر روز بیشتر بیشتر حس میشه

 

مخصوصا الان که خیلی تنهام...

 

" خواهر مهربون داشتن نعمت بزرگیهههه "

اونایی که دارن قدرش را بدونن


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۳
  • ۰

مهرداد طارقلی مینا رضایی mina rezaei 320

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


یک ساعت چند ساعته !؟

 


بستگی داره کنار کی باشی...!


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


پیش بیا ! پیش بیا ! پیشتر...

تا که بگویم غم دل بیشتر

 

دوست ترت دارم از هرچه دوست

ای تو به من از خود من خویشتر

 

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

 

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویشتر

 

هیچ نریزد بجز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

 

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیشتر


 

 

مرحوم قیصر امین پور

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


گالری شال و روسری بید مجنون


 گالری شال و روسری بید مجنون طارقلی


https://telegram.me/bide_majnon_69


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

سنگ نگین اگر بتراشم برای تو

باید که از جگر بتراشم برای تو

 

طوف سرت به شیوه ی حجاج جایز است

پس واجب است سر بتراشم برای تو

 

اکنون که در ملائکه کس فُطرُست نشد

من حاضرم که پر بتراشم برای تو

 

باشد که من به سوی تو آزاد رو کنم

از چوب سرو در بتراشم برای تو

 

از اصفهان ضریح برایت بیاورم

یک گنبد از هنر بتراشم برای تو

 

صد فرش دستباف برایت بگسترم

گلهای سرخ و تر بتراشم برای تو

 

بر مرقد تو لاله ی عباسی آورم

فانوسی از قمر بتراشم برای تو

 

از والدین ، خادم درگه بسازمت

قربانی از پسر بتراشم برای تو

 

چون محتشم که شعر برای حسین گفت

من شعر بر حجر بتراشم برای تو

 

ای کشته ی محبت تو حضرت حسین

پیداست در جلال تو کیفیت حسین

 

کس ناز چشمهات چو زینب نمیکشد

درد شبانه ات به جز شب نمیکشد

 

فرصت نشد شرار جگر تا جبین رسد

بیماری سریع تو بر لب نمیکشد

 

روزی کشید ناز و دگر روز ، جانماز

ناز تو را مدینه مرتب نمیکشد

 

هر چند رنگ خون شده آن کام نازنین

کس چوبدست خویش بر آن لب نمیکشد

 

زهری که خورده ای چو به خورشید اثر کند

کارش ز صبح تا به سر شب نمیکشد

 

 

(شاعر : محمد سهرابی)

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


به جبر هم که شده ما را سر به راه کن

خیری ندیده ایم از این اختیارها...

 

یا ابااعبدالله الحسین (علیه السلام)

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۲
  • ۰


مادر آب کجایی پسرت آب نخورد

پدر خاک کجایی پسرت خاک نشد


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۲
  • ۰

مهرداد طارقلی محرم

 

 

میزنه قلبم داره میاد دوباره باز بوی محرم

 

 

 


 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

به گردون ابرش از رحمت برآمد از دل دریا

که دریا شد از آن صحرا که صحرا شد از آن دریا

بخـار از دشت پیدا شد چو ترکان بخارایی

ز تیر ترکشش سـوزد سر خـارا ز بُن خـارا

علیِّ عالیِ اعلا، ولیِ والی والا

حدیثی خاطرم آمد که می‌فرمود پیغمبر

به اصحابش شب معراج سرّ لیله الاسرا

بطاق آسمان چهارمین دیدم من از رحمت

هزاران مسجدی اندر درون مسجد اقصی

بهر مسجد هزاران طاق، بر هر طاق محرابی

بهر محراب صد منبر، به هر منبر علی پیدا

بگوش فاطمه خورد این سخن گفتا علی دیشب

که تا صبح از درون خانه پا ننهد برون اصلا

که ناگه جبرئیل از حق سلام آورد بر احمد

که ای مسند نشین بارگاه قرب او ادنی

اگر چه بر همه ظاهر شده بر صورتی اما

ولیّت از همه بگذشت، با ما بود در بالا

علی سریست در وحدت که باشد سِر بی همتا

علی خلقی است در خلقت که باشد خلقتش یکتا

چو این اوصاف را بشنید از وصف کمال او

گرفت انگشت حیرت بر دهانش بوعلی سینا

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۱

میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مهرداد طارقلی


امروز 1395/06/23

سالروز رحلت عالم عارف واصل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره)

مزار محترمشون در قبرستان شیخان قم.

 

دو کتاب بسیار مفید ایشون :

اسرار الصلواة

المراقبات

میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مهرداد طارقلی                                                                                                     میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مهرداد طارقلی

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

خبر مهم :

 

طبق سنوات گذشته و هر ساله ی بسیار قدیمی از امشب به مدت سه شب با حضور هییآت و دسته های عزاداری سیدالشهداء از تمامی نقاط کشور ایران و کشورهای همسایه در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی برقرار میباشد.

 

  به عنوان : " مسلمیه "

 

روضه خوانی و سینه زنی در صحن عتیق و تمامی صحن ها.

زمان : بعد از نماز مغرب و عشاء الی نماز صبح.

1395/06/18 الی 1395/06/20(پنج شنبه ، جمعه و شنبه)

 

 

همه رو دعوت میکنم در صورت امکان حتما شرکت کنند ، به نظرم یکی از برنامه های فوق العاده ی کشور و جهان هستش که متاسفانه رسانه های ما به خوبی پوشش ش نمیدن و پخشش نمیکنن... :(

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

چقدر دغدغه داری وصال سر برسد

دوباره یار سفر کرده از سفر برسد

 

چقدر دغدغه داری که رو سفید شوی

به حد وسع برای فرج مفید شوی

 

چقدر بهر دفاعش قلم به دست شدی

که روزها که فقط منفعت پرست شدی

 

چقدر محضر او دیده ی تر آوردی

ادای منتظران را فقط درآوردی

 

بیا به کار بیایم انحطاط بس است

عمل کنیم که بازی با لغات بس است

 

بیا که مونس شب های خلوتش باشیم

بجای ننگ شدن باز زینتش باشیم


حتما گوش کنید کوتاهه ، قشنگه...

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


باید در جواب اونایی که :

میگن ما حق وکالت طلاق میخوایم تا بین دختر و پسر برابری ! ایجاد کنیم.

و این حق ! را به دختر هم بدیم که داشته باشه.

مرد حق طلاق داره زن هم داشته باشه که باهم مساوی باشن !

مرد و زن که فرقی باهم ندارن !

یا هر نوع حقی که بدون اجازه همسر(شوهر) بشه انجامش داد...

 

خلاصه اینکه باید در جوابشون گفت :

پس ما هم یه حقی میخوایم که زن هم کار کنه و نصف خرج زندگی را بده !!! آخه میخوایم مساوی باشن !

همه چیز نصف ، مساوی و برابر...

باید برای مردها هم مهریه در نظر بگیریم ، بسم الله چندتا سکه مهر آقا داماد می کنید !!!؟؟؟

شغل خانم چیه !؟ حقوقشون چقدره !؟ بیمه هم هستن !؟

خانم ماشین دارن !؟ خونه چی !؟

 

نتیجه :

فکر کنم با این اوضاع و تفکرات غرب زده ، منافق مجاهدین خلق ، و ادعاهای بدون عمل خود فرد ! و به قول یکی از رفقام آدم های "روشن گ و ز " إإإ ببخشید اشتباه شد آدم های "روشن فکر" چند وقت دیگه باید شاهد این موضوع باشیم که خانم ها میخوان برن اتاق عمل ، جراحی کنن تا با مرد مساوی بشن...!!!




بابت صراحت در بیان واقعیت و بعضی لغات از همه عذرخواهی میکنم.

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

لایک ! شمایه خانم چادری جذاب هستین !!!

پسر بچه نوجوان این جمله را زیر عکس فلان خانم چادری در فلان شبکه اجتماعی نوشته و پاسخ گرفت :


«ممنونم نظر لطف شماست» !

 

احتمالا اون خانم چادری هم فکرکرده برای ترویج فرهنگ حجاب یک گام بزرگ برداشته!

اینکه باحجاب تونسته درمعرض نگاه و توجه و تحسین و گاهی اوقات ابراز علاقه قرار بگیرد ! باعث شده توهم بزنه که ظرفیت‌های کشف نشده چادر رو پس از ده‌ها سال کشف کرده !!!

گمون کرده که با شگردی منحصر به فرد هم خدا رو به دست آورده هم خرما رو...


برا همین هر روز یه مدل جدیدی ازترکیب چادر و روسری و آستین و ساعت و آرایش رو، رو می‌کنه و خودشو پرچمدار تبلیغ حجاب می‌دونه ، اما حواسش نیست که اساسا چادر اومد برا مقابله این خودنمایی‌ ها وجذابیت‌های زنونه ش رو بپوشونه...

حواسش نیست که تو این ترکیب ناهمگون، تعارضی ذاتی وجود داره.


مثل اون خاتمی مسلکی که چندسال پیش رفت یکی از کشورای خارجیو با عبا عمامه، پاپیون زد ؛ که باید نوآوری کنیم ! و از قضا اسباب فرح و خنده مارو فراهم کرد.

 

تو این چند سال اخیر، چادر با فرهنگ‌های جدیدی همراه شده که برخی شون اساسا فرقی با بدحجابی ندارن

حتما شما هم دیده‌اید دخترایی که چادر را بخشی از تیپ خودشون می‌دونند و انگار با استفاده از چادر می‌خوان چهرشونو قاب بگیرن !

بعد هم تو قواره ی یه فعال اجتماعی ظاهر می‌شن و هر روز عکسای مختلفشونو این طرف اون طرف منتشر می‌کنند تا محرم و نامحرم لایکشون کنن.

 

تو تعریف‌های فقهی یه شرط اساسی برای حجاب تعریف شده که نباید جلب_توجه کنه. حجاب باید تو مسیر عفاف و حیا و پوشیدگی تعریف شه.

 

اما این فرهنگ جدید و ابداعی که از قضا وارداتی هم نیست وساخت ذهن خلاقانه یه مشتی از بانوان ایرانیه ، حجاب جدیدی رو معرفی کرده که تو مسیر خودنمایی تعریف می‌شه و از بیخ و بن ضدحجابه .

در حالی که بانوان محجبه و عفیفه قطعا می‌تونند باحفظ شئون شرعی به فعالیت اجتماعی بپردازن.

 

تعارفو میدازیم یه گوشه :

این روزا باید نگران حجاب برتر بود.

حجابی که تو اِن سال نماد پوشش و عفت بوده، حالا درخطره. حرفم ، درباره چادر ومانتو نیست.

درباره «میل به جذابیت» ه. ماجرا اینه که این بانوان قبل از انتخاب چادر باید به این سوال پاسخ بدن که آیا می‌خوان جذاب باشن یا نه !؟؟؟

اگر جواب مثبته ، تا دلت بخواد گزینه داری ، لطفا بیخیال چادر شو که برای ما مقدسه...


برگرفته از وبلاگ خیل 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۳
  • ۰

برای بُردن این زوج آسمانی، نوح

چه با سلیقه به کشتیِ خویش گُل می زد


سالروز عشق بچه شیعه ها مهرداد طارقلی

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۲
  • ۰


روز زیارت مخصوص امام رضا مهرداد طارقلی


قربون کبوترهای حرمت امام رضا (علیه السلام)

قربون این همه لطف و کرمت امام رضا (علیه السلام)


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

 

ﺁﻣﺎﺭ ﻃﻼﻕ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﻃﻼﻕ ﺗﻮﺍﻓﻘﻲ ﺑﻪﺭﻏﻢ ﻓﺮﺍﮔﻴﺮ ﺷﺪﻥ ﻣﺸﺎﻭﺭﻩﻫﺎﻱ ﻗﺒﻞ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻭ ﺣﺘﻲ ﻣﺸﺎﻭﺭﻩﻫﺎﻱ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻃﻼﻕ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﻛﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻧﻈﻴﺮ ﺩﻛﺘﺮ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻓﻴﺎﺽ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ علل بیشتر طلاق ها زیر سر روانشناسان است.

ﭘﺎﻱ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻫﺎ ﻛﻪ ﺑﻨﺸﻴﻨﻲ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻣﻲﺷﻮﻱ؛ ‏« ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺸﺎﻭﺭ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺱ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻱ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻴﺎﻥ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮﻫﺎ ﻭ ﻃﻼﻕ ﻭ ﺟﺪﺍﻳﻲ. » ‏

 

ابراهیم فیاض، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران هم معتقد است روانشناسان از مردم پول میگیرند ولی پیشنهاد طلاق میدهند.

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻧﮕﻲ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﻧﺪ، ﻣﺸﻜﻞ ﻃﻼﻕ ﺣﻞ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﻣﺸﻜﻞ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻻﻥ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻣﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﻛﺎﺭ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﻲ ﻫﻢ ﻛﺎﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

 

ﻣﺠﻮﺯ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺱ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﻳﺐ ﺳﻨﺖ ﻭ ﻣﺪﺭﻧﻴﺘﻪ:

ﺧﻴﻠﻲ ﺍﺯ ﺯﻭﺝﻫﺎﻱ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﭘﻴﺶ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺱ ﻣﻲﺭﻭﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻃﻼﻕ ﻣﺠﻮﺯ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺯﻭﺝﻫﺎ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻓﺮﺩ ﺛﺎﻟﺜﻲ ﻣﻲﮔﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻛﻨﺪ. 

[مهرداد طارقلی : بله دقیقا همینطور هست ، یعنی عینااا همینطور هست ، با ترفندهای مختلف ، با ترفند های مختلف...]

 

80 ﺩﺭﺻﺪ ﻣﺸﺎﻭﺭﺍﻥ ﺯﻭﺟﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻼﻕ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ...!

ﻣﻈﻔﺮﻱ ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ : ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﻣﺸﺎﻭﺭﻩ ﻓﻌﺎﻝ ﺷﻮﺩ، ﻃﻼﻕ ﺗﻮﺍﻓﻘﻲ ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ. ﻳﻜﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﻣﻌﻀﻼﺕ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻃﻼﻕ ﺗﻮﺍﻓﻘﻲ، ﻧﺒﻮﺩ ﻣﺸﺎﻭﺭﺍﻥ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺍﺳﺖ.

ﺑﻼﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺑﺎﻻﻱ 80 ﺩﺭﺻﺪ ﻣﺸﺎﻭﺭﺍﻥ ﻭﻗﺘﻲ ﻳﻚ ﺯﻭﺝ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻚ ﻣﺸﻜﻞ ﻋﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً ﺑﻴﻦ ﻫﻤﻪ ﺯﻭﺝﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ ﻃﻼﻕ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ .

ﺑﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻭﻱ، ﻫﻴﭻ ﺯﻭﺟﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﺸﻜﻞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺍﺯ ﺑﻲﭘﻮﻝ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ، ﺍﺯ ﺯﻭﺝﻫﺎﻱ ﻣﺘﺪﻳﻦ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺑﻲﺩﻳﻦ، ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻭﺭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ ﻃﻼﻕ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ. ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﻠﻢ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻋﻠﻢ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﻧﻤﻲﭘﺬﻳﺮﺩ. 

ﺍﻳﻦ ﻋﻀﻮ ﺷﻮﺭﺍﻱ ﺣﻞ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺳﺮﺩﻓﺘﺮﺍﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻭ ﻃﻼﻕ ﺗﺼﺮﻳﺢ ﻣﻲﻛﻨﺪ: ﺩﻫﻬﺎ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻭﺭﻩ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ. ﻫﻤﻴﻦ ﺍﻵﻥ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻛﻪ ﻃﺒﻴﻌﺘﺎً ﻳﻚﺳﺮﻱ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻋﺎﺩﻱ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻭﺭﻩ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﻨﻴﻢ، قطعا ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ ﻃﻼﻕ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ...!

ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺁﻣﺎﺭﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮒ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺯﻭﺝﻫﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﭼﺎﺷﻨﻲ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﻴﺎﻥ ﺯﻭﺟﻲ ﺷﻜﺮﺍﺏ ﺷﺪ، ﺑﺰﺭﮒﺗﺮ ﻭ ﺭﻳﺶ ﺳﻔﻴﺪﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﻣﺤﻠﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺁﺷﺘﻲ ﺑﺪﻫﻨﺪ. ﭼﻮﻥ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻋﺼﺮ، ﻋﺼﺮ ﻣﺪﺭﻧﻴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﻳﻦ ﺯﻭﺝﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺸﺎﻭﺭﺍﻥ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﻲﺭﻭﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺑﺮﺳﻨﺪ؛ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺟﺪﺍﻳﻲ! 

[مهرداد طارقلی : به نظرم الان خود به اصطلاح بزرگترها هم میگن توافق کنید جدا شید ، خیلی هم روشنفکر هستن ! تازه خیلی از همین روشنفکرها میگن به مشاور هم احتیاجی نیست ! خیلی جلوتر از مشاورها هم حرکت میکنن آقا...  تو این زمینه پیشرفت هم داشتیم!]

[آقای دکتر ابراهیم فیاض شما که این واقعیت ها را میگید نگران این نیستید که بهتون بگن شما تخصص ندارید و ما شما را تو امر مشاوره قبول نداریم !؟ به خدا هستن از این آدما، روبه روی خود من قرار گرفتن ها...]

 


منبع:مشرق نیوز.



برگرفته از وبلاگ : http://khanevadehyar.blog.ir

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

امام حسین شهید مهرداد طارقلی

یاحســـن و یاحســیـن علیها السلام



یک سری دارم و یک دل، دو برادر بردند

 

داده ام دل به حسن، سر به اباعبدالله



  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


هرکس به ره حسین بشتافته است

آقایی عالمین را یافته است

در خلق، حسین بن علی بی همتاست

این تافته را خدا جدا بافته است



سید روح الله موید

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۲
  • ۰

حمید سوریان مهرداد طارقلی کشتی فرنگی


حیف شد، بد تموم شد...


نمیتونم حسم را در مورد حمید بگم ، واقعا ناراحتم ، حسم قابل بیان نیست...

احساس میکنم با اینکه حمید سوریان مدال طلای المپیک ریو را نگرفت ولی بیشتر رفت تو قلبم ، احساس میکنم بیشتر از قبل دوسش دارم...


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

مهرداد طارقلی امام رضا صحن اسماعیل طلا


نسیم در بدرم، گرد راه آوردم

زشب سیاه ترم رو به ماه آوردم

نبود دسته گلم تا به دست، برگیرم

در این حرم عوض گل گناه آوردم

به دل شکستگی ام گر شهود می طلبی

دو چشمه اشگ برایت گواه آوردم

زآتش گنهم آب دیده خشکیده

زفقر اشگ در این خانه آه آوردم

به نامه ی سیهم خطّ قرمزی بکشید

که بر رئوف رئوفان پناه آوردم


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


عباس تو به من کلک زدی. منو فرستادی خونه‌ی خدا ، خودت رفتی پیش خدا... 


شهید مهرداد طارقلی

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


یا صادق آل محمد



مهرداد طارقلی شهادت امام صادق

خانه طراحان انقلاب اسلامی

طراحی: کارگاه سه در چهار

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

1393/05/05


مهرداد طارقلی مینا رضایی سالروز عقد



غریب روزیه امروز

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۳
  • ۰


توی کربلا تمام داش مشتی ها رفتند به کمک امام حسین (علیه السلام) و شهید شدند...

مقدس ها استخاره کردند ، استخاره هاشون بد اومد...!

 


شهید مهرداد طارقلی


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم

همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را

 




 

علامه حسن زاده آملی حفظه الله


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۲
  • ۰


شهید مهرداد طارقلی


بعضی وقت ها

 

کوتاه اومدن

 

هم خودت رو نجات میده

 

هم دیگران رو...


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


میون این همه نشونه ی خوب من کجا وایسادم !؟

راستشو بگم !؟


تو بهترین نشونه ی این روزهای منی...

 

یک دست جام باده و یک دست زلف یار 

 رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


عملی که تو را مغرور کند، نمی خرند و گناهی که تو را شکسته باشد، به آن مزد می دهند.





استاد علی صفایی حائری (عین صاد)


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

استاد علی صفائی حائری  عین صاد  شهید  مهرداد طارقلی

خانه طراحان انقلاب اسلامی

طراحی : کارگاه سه در چهار

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می کنند یک چهره همچنان مظلوم است و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست.

مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می کنند و این موجب می شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند. بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی کنم که این اشتباهات کوچک بود اما ادعا می کنم که در کنار آنچه که ما اشتباهات شریعتی می توانیم نام گذاریم، چهره شریعتی از برجستگی ها و زیبایی ها هم برخوردار بود.

پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او، برجستگی های او را نبینیم.

من فراموش نمی کنم که در اوج مبارزات که می توان گفت که مراحل پایانی قال و قیل های مربوط به شریعتی محسوب می شد، امام در ضمن صحبتی بدون اینکه نام از کسی ببرند، اشاره ای کردند به وضع شریعتی و مخالفت هایی که در اطراف او هست. نوار این سخن همان وقت از نجف آمد و در فرونشاندن آتش اختلافات موثر بود.در آنجا امام بدون اینکه اسم شریعتی را بیاورند اینجور بیان کرده بودند: (چیزی نزدیک به این مضمون) بخاطر چهار تا اشتباه در کتابهایش بکوبیم، این صحیح نیست این دقیقا نشان می داد موضع درست را در مقابل هر شخصیتی و نه تنها شخصیت دکتر شریعتی.

ممکن بود او اشتباهاتی بعضا در مسایل اصولی و بنیانی تفکر اسلامی داشته باشد مثل توحید، یا نبوت و یا مسایل دیگر اما این نباید موجب می شد که ما شریعتی را با همین نقاط منفی فقط بشناسیم.

اما ظلم طرفداران شریعتی به او کمتر از ظلم مخالفانش نبود بلکه حتی کوبنده تر و شدیدتر هم بود. طرفداران او بجای اینکه نقاط مثبت شریعتی را مطرح کنند و آنها را تبیین کنند، در مقابل مخالفان صف آرایی هایی کردند و در اظهاراتی که نسبت به شریعتی کردند سعی کردند او را یک موجود مطلق جلوه بدهند.

سعی کردند حتی کوچکترین اشتباهاتی را از او نپذیرند. یعنی سعی کردند هرگز اختلافی را که با روحانیون یا با متفکران بنیانی و فلسفی اسلام دارند در پوشش حمایت و دفاع از شریعتی بیان کنند. در حقیقت شریعتی را سنگری کردند برای کوبیدن روحانیت و یا کلا متفکران اندیشه بنیانی و فلسفی اسلام.

متاسفانه به نام رساندن اندیشه های او یا به نام نشر آثار او یا به عنوان پیگیری خط و راه او، فجایعی در کشور صورت می گیرد. فراموش نکرده ایم که یک مشت قاتل و تروریست بنام «فرقان ها» خودشان را دنباله رو خط شریعتی می دانستندآیا شریعتی براستی کسی بود که طرفدار ترور شخصیتی مثل شهید مطهری باشد؟ او که خودش را همواره علاقه مند به مرحوم مطهری و بلکه مرید او معرفی می کرد. من خودم از او این مطلب را شنیده ام.

بنابراین من معتقدم چهره شریعتی در میان این موافقان و این مخالفان چهره مظلومی است و اگر من بتوانم در این باره یک رفع ظلمی بکنم به مقتضای دوستی و برادری دیرینی که با او داشتم و حتما ابایی ندارم.

البته من تصدیق می کنم که بخشی از شخصیت شریعتی مبالغه آمیز و افسانه آمیز جلوه می کند درمیان قشری از مردم، اما متقابلا بخش های ناشناخته ای از شخصیت شریعتی هم وجود داردشریعتی را ممکن است به عنوان یک فیلسوف، یک متفکر بزرگ، یک بنیانگذار جریان اندیشه مترقی اسلام، معرفی کنند. این ها همانطوری که اشاره کردید، افسانه آمیز و مبالغه آمیز است و چنین تغییراتی در خصوص مرحوم دکتر شریعتی صدق نمی کند.

اما متقابلا شریعتی یک چهره پرسوز پیگیر برای حاکمیت اسلام بود، از جمله منادیانی بود که از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غفلت از طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و قاعده نظام اجتماع رنج می برد و کوشش می کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگی ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند.این بُعد از شخصیت شریعتی آنچنان که باید و شاید شناخته نشده است و روی این بخش وجود او تکیه نمی شود.

البته شریعتی یک آغازگر بود، در این شک نباید کرد. او آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ جدید نسل بود. شریعتی آغازگر طرح جدیدترین مسایل کشف شده اسلام مترقی بود به صورتی که برای آن نسل پاسخ دادن به سوال ها و روشن کردن نقاط ،مبهم و تاریک بود اما اینکه او را با سیدجمال یا با اقبال مقایسه کنیم، نه. اگر کسی چنین مقایسه ای بکند ناشی از این است که اقبال و سیدجمال را به درستی نشناخته است.

شریعتی برخلاف آنچه گفته می شود درباره او و هنوز هم عده ای خیال می کنند، نه فقط ضد روحانی نبود بلکه عمیقا مومن و معتقد به رسالت روحانیت بود، او می گفت که روحانیت یک ضرورت است، یک نهاد اصیل و عمیق و غیرقابل خدشه است، و اگر کسی با روحانیت مخالفت بکند یقینا از یک آبشخور استعماری تغذیه می شود، این ها اعتقادات او بود در این هیچ شک نکنید این از چیزهایی بود که جز معارف قطعی شریعتی بود اما درمورد روحانیت او تصورش این بود که روحانیون به رسالتی که روحانیت بر دوش دارد بطور کامل عمل نمی کنند.

آنچه که به دست خواهد آمد به نظر من مرحله جدیدی است که می تواند برای نسل ما مفید باشد، به تعبیر بهتر بیاییم شریعتی را با مطهری بیامیزیم. شریعتی را در کنار مطهری مطالعه کنیمترکیبی از زیبایی‌های شریعتی با بتون آرمه اندیشه اسلامی مطهری به وجود بیاوریم آن بنظر من همان مرحله نوینی است که نسل ما به آن نیاز دارد.

 

 بخشی از مصاحبه آیت الله امام خامنه ای در مورد مرحوم دکتر علی شریعتی.

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


شهید روضه مهرداد طارقلی مینا رضایی


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰



از من مرا بگیر و خودت را به من بده...



  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۲
  • ۰


مینا رضایی mina rezaei 320


استاد علی صفایی حائری (عین صاد)

کتاب روابط متکامل مرد و زن


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


زیر لب وقت نوشتن همه کس نقطه نهند

این عجب نقطه ی خال تو به بالای لب است



السلام علیک یا صاحب الزمان

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

الان دیگه راحت میتونه به درس هاش برسه چون کسی نیست که بخواد براش وقت بذاره !

دیگه کسی نیست که بهش بگه میخوام برم درس دارم !

میتونه تو زندگیش موفق باشه...

دیگه لازم نیست به خودش زحمت بده و یه جوری برنامه ریزی کنه که خسته نشه و نباشه !

دیگه لازم نیست به خودش زحمت بده و یه جوری برنامه ریزی کنه که ساعتی که از سرکار میای خونه باشه یا بیاد پیش تو !

الان دیگه میتونه ساعت 10 صبح ، 4 و 5 بعداظهر ، 8 شب بره کلاس والیبالش برسه چون دیگه کسی نیست که منتظرش باشه یا بخواد براش وقت بذاره !

الان دیگه راحت میتونه صبح بره و تا شب به کارهاش برسه چون دیگه کسی نیست که بخواد براش وقت بذاره !

الان دیگه میتونه خودشو راحت تو طول روز خسته کنه چون دیگه عملا کسی نیست که که دوست نداشته باشه خستگیش رو ببینه ! و اون خودشو به خاطر اون خسته نکنه !

دیگه کسی نیست که بخواد به چهره اش نگاه کنه و غم های عالم از دلش خارج بشه...

و...


" دیگه هیچ کس نیست... "



  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

mina_rezaei_320@  مهرداد طارقلیمهرداد طارقلی  @mina rezaei 320 mina_rezaei_320@  مهرداد طارقلی

مهرداد طارقلی mina rezaei 320 مهرداد طارقلی @mina rezaei 320 مهرداد طارقلی @mina rezaei 320

مهرداد طارقلی @mina rezaei 320 مهرداد طارقلی @mina rezaei 320 مهرداد طارقلی @mina_rezaei_320


...


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

از شیرخواره ای به همه شیرخوارگان

 

آغوش گرم مادرتان نوش جانتان

 

 

 

السلام علیک یا حضرت علی اصغر "علیه السلام

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

امروز قبل از نماز مغرب و عشاء داشتم عکسهات را میدیدم...

بعدش

اومدم بیرون رفتم جلسه ، بعدش داشتم سوار موتورم میشدم

که فکر میکنم رو موتور برادرت دیدمت...

مثل همیشه تا سر کوچه اتون دنبالت اومدم...

 

هنوزم وقتی میبینمت از خودم بی خود میشم...

حتی از پشت ، رنگ مشکی ، حتی...

 

ای دل..............

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

باور کن وقتی تو از دنیا بزرگتر شدی و دنیا برایت تنگ شد، دیگر شور رفتن داری. در اوج بهشت هم که باشی، وقتی از دنیا بزرگتر شدی شور رفتن داری...

 



استاد علی صفایی حائری (عین صاد)

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


دل آدمی بزرگتر از این زندگیست و این راز تنهایی اوست.

 


استاد علی صفایی حائری (عین صاد)

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است.

همان ولایت رسول الله هست.

و اینها از ولایت رسول الله هم می‌ترسند!

شما بدانید که اگر امام زمان حالا بیاید، باز این قلمها مخالف‌اند با او...

 و آنها هم بدانند که قلمهای آنها نمی‌تواند مسیر ملت ما را منحرف کند.

آنها باید بفهمند اینکه ملت ما بیدار شده است.


صحیفه امام خمینی - جلد ۱۰ - صفحه ۳۰۸

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

جمله ی :

 

آزادی برای همه، مگر برای حزب‌اللهی‌ها...


در

مقاله ی شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی برای پاسخ به مقاله ی مسعود بهنود در نشریه آدینه است.

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


دوست داشتن :

مهر و محبت کردن ، از همه کارهات زدن ، ذره ذره بهش فکر کردن تا بشناسیش در هر موقعیت ، تحلیلش کردن ، مخالفت هاش را گوش دادن ، همراهی کردن ، کمک کردن ، زنده کردن ، باز مهر و محبت کردن ، تنها نذاشتن ، همه چیز را با اون تنظیم کردن نه اونا با همه چیز تنظیم کردن ! ، گوش کردن به درد و دل هاش ، به حرفهاش گوش دادن ، به عاشقانه هاش گوش دادن ، عاشقانه ها ساختن براش ، به فکرش بودن در هر لحظه ، دل دادن واقعی بهش و... ... ... و فقط و فقط اونو خواستن.

 

عشق :

وکالت حق طلاق دادن !

 

 

خدا میدونه که اون میخواست یا پدرش ! پدرش او را قانع کرد که وکالت رو بگیره یا خودش میخواست و از طریق پدرش اقدام کرد ! ولی میدانم و یقین دارم اگر او نمیخواست...

من نمیدانم و خدا میداند و خدا به همه ی نیت ها و افکار و راز دل ها آگاه است و اعمال ذره ذره کارها را میبینیم...

(فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُوَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ/قرآن کریم سوره:الزلزلة : 7-8)

(وَ أَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ/قرآن کریم سوره:ملک : 13)

 

 

روی قسم ، قول ، عهد و وفای کسی حساب کردم...!

 

 

عاقلانه فکر کردن را همه یادم میدادن ! دریغ از اینکه...

 

 

 

من سعی کردم به قول و وعده و عهدهایم وفادرا باشم...

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

خیلی ازم میپرسید که چرا ولم کردی و رفتی ، خیلی بهم گیر داد و میداد ! هی میگفت و میپرسید دلیلش چی بود ! دلیل منطقی میخواست ! خیلییییی ازم میپرسید...


یادمه یه بار داشتم تلفنی باهاش حرف میزدم بهش گفتم ما به درد هم نمیخوریم ، نمیدونم یادشه جوابم رو چی داد یا نه ، ولی من قشنگ یادمه که جوابش چی بود و من چی گفتم و...(بهش گفتم آخرش ولم میکنی و میری ، بهش گفتم همهی ... همینجورین ، هیچ موقع از یادم نمیره و قشنگ تو ذهنم هک شده که چی گفت و چی گفتم. میگفت مگه حالا قرار ما باهم ... کنیم ! فرهنگ غرب را داشت و...)

عاقلانه که فکر میکردم نمیشد و ولش میکردم اما دلم سر خورده بود دیگه ! تلاش میکردم و برمیگشتم ! خلاصه جوری شد که تلاشم مضاعف شد و یه برگشت برگشت ناپذیری به وجود اومد...!!!

یکی از دلایلم این بود که بهش هم گفتم ، موقعیتم جوری نبود که بتونم پیشت باشم و من فکرم و تلاشم این بود که موقعیت را جور کنم که بتونیم براهمیشه کنار هم باشیم. میرفتم و تلاش میکردم که بتونیم به همدیگه برسیم، واقعا تلاش هم کردم.

و...


خلاصه اینکه الان به نظرم خیلی قشنگ جواب رفتن های من را گرفته و به منطقی ترین جواب ها رسیده که چرا ولش میکردم و میرفتم.

چون از چنین روزی میترسیدم...

از این روزایی که تا آخر عمر باید تنهایی به یادش باشم و براش آرزوی خوشبختی کنم...

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

مهرداد طارقلی مینا رضایی پاریس کافه پاپا

عکس روی دیوار کافه پاپا از پاریس فرانسه بود !

من این عکس را که میدیدم ترس از دست دادنش میومد سراغم... (البته این اواخر مطمئن شده بودم نمیره و ترسم بابت این موضوع از بین رفته بود.)

 و...

درس خوندنش هم ترس از دست دادنش را شدیدا تو من شعله ور میکرد و داغونم میکرد... (چون تجربه اش را داشتم که تنهام گذاشته بود.) 


و البته این ترس به واقعیت تبدیل شد...

و اتفاق پاریس در تهران افتاد...!

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

مهرداد طارقلی سوریه

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

ستاره بودی و یکدفعه آفتاب شدی

برای خانه مولا که انتخاب شدی

 

به خانه ی ولله اعظم آمدی و

دلیل عزت قوم بنی کلاب شدی

 

به جای اینکه شوی مدعی همسری اش

کنیز حلقه به گوش ابوتراب شدی

 

تنور خانه ی حیدر دوباره گرم شد و

برای چرخش دستار انتخاب شدی

 

پهار تا پسر آورده ای برای علی

که جای فاطمه ام البنین خطاب شدی

 

دلت همیشه چنین شوهری دعا میکرد

تو مثل حضرت صدیقه مستجاب شدی

 

اگر چه ضرب غلافی به بازویت نگرفت

میان کوچه به دیوار زانویت نگرفت


السلام علیک یا حضرت ام البنین

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

پاییز آمد و رفت 

و زمستان شد

دلت می آید ، 

بهار 

بی تو بیاید !؟

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


از کودکی به گردن ما شال ماتم است

نابرده رنج، گنج به ما داده ای حسین


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

همین که روی گرفتی زمرد نابینا

چقدر درس نجابت برای مردم داشت...




  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


شب تاریک کنار تو به سر می‌آید

نام زهرا به تو بانو چقدر می‌آید

 

آبرو یافته هر کس به تو نزدیک شده است

خارهم پیش شما گل به نظر می‌آید

 

و نبوت به دو تا معجزه آوردن نیست

از کنیزان تو هم معجزه بر می‌آید

 

به کسی دم نزد اما پدرت میدانست

وحی از گوشه‌ی لبهای تو در می‌آید

 

پای یک خط تعالیم تو بانو والله

عمر صد مرجع تقلید به سر می‌آید

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

اگر تو از باطل چشم بپوشی ، باطل از تو چشم نمی پوشد.

 

 

استاد علی صفایی حائری(عین-صاد)

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

من خیلی باهاش بد حرف میزدم ، خیلی بهش توهین کردم (دوست نداشتم مثل اونا بشه ، ازشون خاطرات خوشی برام تعرف نکرده بود و ندیده بودم...)

 

دوست داشتم مستقل باشیم ! خودمون باهم تصمیم بگیریم ! به حرفم گوش کنه ! کسی از پشت تاثیرگذار نباشه تو تصمیم گیری هامون...

مردها اول هاش دوست دارن حرف رو حرفشون نیارن و مطیعشون باشن.  مردن دیگه...

 

خیلی دل مهربونش رو شکوندم...    

 

خیلی تهدیدش کردم ! ترسوندمش ! التماسش هم کردم ! اما آرزوهای بزرگتر از من داشت...

و حق انتخاب داشت...!!!


و اون انتخاب کرد...

 

ترس از دست دادنش خیلی بد بود... 

از روز اول هم ترس از دست دادنش را داشتم...!

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

یک شب هم تخم دو زرده بکنید و وقت سحر بیدار شوید و پس از وضو گرفتن از پروردگار عذرخواهی کنید ، داداش جون...!

 

 

آیت الله میرزا عبدالکریم حق شناس (ره)

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

کسی که روز را با خلق می گذراند ، باید شب را با حق باشد وگرنه کم می آورد و شکسته و خسته می شود و می ماند.

 

استاد علی صفایی حائری / کتاب بشنو از نی ، ص 13

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


من خیلی بد بودم و هستم ، اینو میدونم بدون هیچ توجیهی.

 

ولی یه اخلاقی داشتم ، کسی که ... را تنها نذاشتم...!

 

 

یه جمله ای رو خوندم جالب بود برام :

" بی معرفت عالم میشم ولی نمیذارم کسی بهم بگه آویزون ...!!! "

.

(ولی من این حرفم شنیدم+سیریش...)

.

اون قدیما که همراه نبودیم باهم من اصلا بهش از این حرفها نزدم...


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰



سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِکَةِ وَ الرُّوحِ




 

دانشگاه ، ولنجک ، پارک ، رستوران چوبی وسط پارک ، سر میز ناهار ، ذکر ، بغض در گلو و...

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

استاد علی صفایی حائری

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

چشم چشم دو ابرو

نگاه من به هر سو

پس چرا نیستی پیشم

نگاه خیس تو کو؟

 

گوش گوش دوتا گوش

دو دست باز یه آغوش

بیا بگیر قلبمو

یادم تورا فراموش

 

چوب چوب یه گردن

جایی نری تو بی من

دق میکنم میمیرم

اگر تو دور شی از من

 

دست دست دوتا پا

یاد تو مونده اینجا

یادت میاد میگفتی

بی تو نمیرم هیچ جا

 

من؟ من؟ یه عاشق

همون مجنون سابق...

تو؟ تو؟ یه دل سنگ...

گذاشتی منو دل تنگ....

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

مهرداد طارقلی


گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن

روی دریا کف نشیند، قعر دریا گوهر است... 


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

ای نور قلب عاشقم

شمع این خانه تویی

زهرا زهرا مرو مرو

لطف کاشانه تویی

ای مرغ پرشکسته ی

افتاده کنج قفس

از فرط غصه فاطمه

در سینه مانده نفس

 

 

ممنونم اگر نروی

میمیرم اگر بروی

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

ما سینه زدیم بی‌ صدا باریدند

از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند

ما مدعیانِ صفِ اول بودیم

از آخر مجلس شهدا را چیدند


  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


زینب جان:   

 


شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما بی حسین شدن شما بود..............

 

و شرمنده تر آنکه شما بی حسین شدید و ما حسینی نشدیم...!

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ و ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ،

ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ!

 

ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ ...

ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ...

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ چپش ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻦ ﮔﻠﻪ .

ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ.   گل بود...

 

ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ...

ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ...

ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود...!!!

 

 

 آنکه تو را میخواهد به هر بهانه ای میماند... 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰


شهدا گل بودند و ما پوچ

 

خدا آنان را برد و گناه ما را

 

 

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

لطف حق

دلت را خانه ی ما کن مصفا کردنش با من                                                بما  درد  دل افشا کن  مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای  ایدل کلید  استجابت را                                                   بیا  یک لحظه با ما باش پیدا کردنش بامن

بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش                                              بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش بامن

اگر درها برویت بسته شد دل برمکن بازا                                            در این خانه دق الباب کن واکردنش بامن

به من گو حاجت خود را اجابت میکنم آنی                                              طلب کن آنچه میخواهی مهیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را                                             بیاور نیک و بد را جمع و منها کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن                                             غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من

بقرآن آیه ی رحمت فراوان است ای انسان                                                   بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت                                                    تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من

 

ژولیده نیشابوری

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰



دست من و تو نیست اگر نوکرش شده ایم

 

خیلی حسین زحمت ما را کشیده است...



  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

پیش بیا ! پیش بیا ! پیشتر...

تا که بگویم غم دل بیشتر

 

دوست ترت دارم از هرچه دوست

ای تو به من از خود من خویشتر

 

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

 

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویشتر

 

هیچ نریزد بجز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

 

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیشتر

 

 

مرحوم قیصر امین پور

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

شهادت خلوت عاشق و معشوق است.

شهادت تفسیر بردار نیست. ای آنان که در زندان تن اسیرید به تفسیر شهادت نیندیشید که از درک قصه ی شهادت عاجزید. فقط شهید می تواند شهادت را درک کند.

شهید کسی نیست که ناگهان در خون بغلتد و نام شهید را بر خود بگیرد. شهید در آن دنیا قبل از این که در خون بتپد شهید است.

و شما همچنان که شهیدان را در این دنیا نمی توانید بشناسید و بفهمید بعد از وصلشان نیز هرگز نمی توانید درکشان کنید. شهید را شهید درک می کند. اگر شهید باشید شهید را می شناسید وگرنه آیینه ی زنگار گرفته چیزی را منعکس نمی کند که نمی کند.

 

برخیزید و

فکری به حال خود کنید...

 

شهید ناصرالدین باغانی

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

مختار :  ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﻋـــــﺸﻖ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﯼ ؟

 

ﮐﯿﺎﻥ   :  ﺭﺍﻩ ﮔم ﮐﺮﺩم ﺍﺑﻮﺍﺳﺤﺎﻕ...

 

ﻣﺨﺘﺎﺭ :  ﺭﺍﻩ ﺑﻠﺪﯼ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﻨﺪ ، ﻧﺎ ﺑﻠﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﭼﻪ ﮔﻨﺎﻩ !؟

 

ﮐﯿﺎﻥ   :  ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺑـﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧـﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺮﺍﻫﻪ ﺭﻓﺘﻢ ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﺎﺧﺘﻢ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻓﺘﻢ ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﻨﻮﺍ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺧـﻮﺭﺷﯿـﺪ ﺑﺮ ﻧﯿــﺰﻩ ﺑـﻮﺩ...

 

ﻣﺨﺘﺎﺭ :  ﺷﺮﻁ ﻋــﺸﻖ ﺟــﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ، ﻣﺎ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﺪﯾم ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻧﺒﻮﺩﯾم..............

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

آیه الله العظمی بروجردی (قدس سره ) تا آخر عمر در سن ۸۸ سالگی، چشمش خوب می‌دید و نیاز به عینک نداشت و دکترهای متخصص چشم، در تعجب بودند، با توجه به این که ایشان شب و روز مشغول مطالعه و نوشتن بودند.

راز این امر را روزی آن بزرگوار چنین بیان فرمودند :

من در بروجرد بودم درد چشم سختی داشتم و هر چه معالجه کردم نتیجه نگرفتم، حتی دکترهای بروجرد از معالجه چشم من مأیوس گردیدند.

تا این که ایام عاشورا شد، دستجات سینه زن، طبق معمول به منزل ما می‌آمدند، در حالی که هیئت عزادار را می‌نگریستم و اشک می‌ریختم، و از ناحیه درد چشم نیز ناراحت بودم، به دلم گویی الهام شد که کمی از گِلی را که عزاداران به مناسبت عاشورای حسینی، به سر و صورت مالیده‌اند، بردارم و به چشم بمالم.

همین کار را کردم، همان لحظه احساس آرامش نمودم و به طور کلّی درد چشم، رفع شد و دیگر محتاج عینک نشدم و بعداً هم در چشم خود نور و جلایی دیدم که خطّ بسیار ریز را می‌دیدم.

 

قرنی، علی، منهاج الدموع، ص ۲۰۶٫

 توجهات/عبدالرحمن باقر زاده

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

مرحوم حاج اسماعیل دولابی:

 

دستگاه خداوند از دستگاه حضرت یوســف(علیه السلام) کمتر نیســت. یکی از هم زندانی های یوسف خوابی را جعل کرد و تعبیرش را از یوسف پرسید. وقتی یوسف تعبیر کرد آن زندانی گفت دروغ گفتم و خواب را از خودم ساخته بودم !  یوسف گفت : قضی الامر. یعنی کار از کار گذشــــت و آن چه گفتم واقع خواهد شــد.

ما هم چند بار دروغی به خــــدا گفتیم دوستـــــت داریم. بعد که ابتلائات و تبعات دوستی ظاهر شد گفتیم خدایــا دروغ گفتیم. خداوند فرمود: قضی الامر. یعنی کار از کار گذشـــــت و به جمع دوستـــان ما ملحق شدی.

 

خدایـــــــــــا دوســـــتت دارم به همین سادگی...

 

من و دوستانم را در مهمانیت بپذیر .

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

من اهل قسم نیستم ولی مجبورم، دلم میسوزد، یک کلمه میگویم خانوم ها، آقایون بشنوید :

 

به حضرت زهرا سلام الله علیها قسم اگر لطیف نباشید چیزی گیرتان نمی آید، خودتان را معطل نکنید، هر روز چندتا اوقات تلخی در خانه راه می اندازد، عصبانی میشود، از اینطرف هم میخواهد بشود زبدة العارفین، عمدة المکاشفین، یک بار این قسم را با تمام وجودم خوردم، تا لطیف نشوید چیزی گیرتان نمی آید.

آقای علامه طباطبائی سرتاسر لطافت بود، لطافت این مرد به جایی رسیده بود که به عمرش به کسی دعوا نکرده بود، زمانی که ما در قم بودیم این بچه های قم از هشت سالگی دوچرخه بیست وهشت سوار می شدند، از بقل رکاب میزدند، یک بچه ای آمد زد علامه طباطبائی را لت و پار کرد، افتاد رو زمین حالا ما باشیم چه میگوییم، خیلی دیگر آدم خوبی باشیم یک چیزی میگوییم دیگر......

این آقا بلند شد، خیلی راحت، اول رفت سراغ بچه،  گفت: طوریت نشد ؟!   گفت: نه.   گفت: الحمد لله ، خداحافظ.

لطافت لازم است، تا لطافت حاصل نشده منتظر چیزی نباش ها ! ببینم تونستی در خانه معرکه نگیری، اگر تونستی آن موقع با هم صحبت میکنیم...!

 

( استاد آیت الله فاطمی نیا )

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

  • مهرداد طارقلی - jojo
  • ۱
  • ۰

  • مهرداد طارقلی - jojo